نماینده ولی فقیه در وزارت جهاد کشاورزی

توجه به ارزش‌های دینی سبب ماندگاری دولت‌ها در اذهان عمومی می‌شود

برگزاري جشن ميلاد حضرت مولي الموحدين علي عليه السلام در ساوه

جشن ميلاد حضرت مولي الموحدين علي عليه السلام با حضور پرشور همكاران و مديرمحترم جهادكشاورزي شهرستان ساوه و با سخنراني مسئول محترم دفتر نمايندگي ولي فقيه اين شهرستان برگزار گرديد لازم بذكر است در اين مراسم علاوه برسخنراني ، مدح و منقبت مولا اميرالمؤمنين توسط مداح گرانقدر اهلبيت صورت پذيرفت و در پايان مراسم از مدعوين گرانقدر اين مراسم پذيرائي به عمل آمد.

 


 

 

 


به مناسبت بيست و سوم ربيع الاول ، سالروز ورود حضرت معصومه(س) به شهر مقدس قم

بسم ا الله الرحمن الرحيم

صلي الله عليكم يا اهل بيت النبوه و معدن الرساله

به مناسبت بيست و سوم ربيع الاول ، سالروز ورود حضرت معصومه(س) به شهر مقدس قم

 

حضرت فاطمه معصومه علیها السلام در روز اول ذیقعده سال 173 قمری در مدینه منوره دیده به جهان گشود. پدر بزرگوار آن حضرت، امام موسی کاظم علیه السلام و مادر گرامی‏اش حضرت نجمه خاتون می‏باشد، که بعد از تولد حضرت رضا علیه السلام به «طاهره‏» ملقب گردید.
بنابراین حضرت معصومه علیها السلام با امام رضا علیه السلام خواهر و برادر ابوینی هستند. در سال 201 قمری در پی انتقال اجباری امام رضا علیه السلام به خراسان، حضرت معصومه علیها السلام بعد از یک سال تحمل دوری برادر بزرگوارش از مدینه منوره عازم خراسان گردید. از آن جایی که حضرت فاطمه معصومه علیها السلام پیام آور فرهنگ و معارف اهل بیت علیهم السلام و مدافع مظلومیت امامان شیعه و تداوم بخش راه پدر بزرگوارش در مبارزه با طاغوت‏های زمان بود، عوامل حکومتی بنی عباس، در شهر ساوه به کاروان حامل آن حضرت حمله کرده و همراهان آن حضرت را به شهادت رساندند. حتی طبق نوشته استاد محقق شیخ جعفر مرتضی عاملی در کتاب حیاة الامام الرضا علیه السلام، آن حضرت را نیز مسموم نمودند .حضرت فاطمه معصومه علیها السلام بر اثر مسمومیت و شدت غم و اندوه در شهر ساوه بیمار گردید و فرمود: مرا به شهر قم ببرید; زیرا از پدرم شنیدم که می‏فرمود: شهر قم مرکز شیعیان ماست . برای همین حضرت معصومه علیها السلام در 23 ربیع الاول سال 201 قمری به شهر قم وارد شده و مورد استقبال عده زیادی از مردم مشتاق و شیفته اهل بیت علیهم السلام قرار گرفت. آن بزرگوار بعد از 17 روز اقامت در منزل موسی بن خزرج که به «بیت النور» شهرت یافت، در دهم ربیع الثانی سال 201 هجری دیده از جهان فرو بسته و در «باغ بابلان‏» محل فعلی مزار آن حضرت دفن گردید.

سلام الله عليها يوم ولدت و يوم ماتت و يوم تبعث حيا و جعلنا و اياكم من شيعتها و زوارها

حوزه نمايندگي ولي فقيه در سازمان

اداره امور فرهنگي و توسعه ارزشهاي اسلامي

برگزاري مراسم جشن به مناسبت ميلاد مسعود پيامبر اعظم (ص) و امام جعفر صادق (ع)

برگزاري مراسم جشن به مناسبت ميلاد مسعود پيامبر اعظم (ص) و امام جعفر صادق (ع)

برگزاري اولين جلسه كميته روستائي و عشايري ستاد دهه مباركه فجر انقلاب اسلامي

برگزاري اولين جلسه كميته روستائي و عشايري ستاد دهه مباركه فجر انقلاب اسلامي

دوره آموزشي غيرحضوري همراه با تفسيرقرآن كريم" تفسيرنمونه جلد2"

 

دوره آموزشي غيرحضوري


((همراه با تفسيرقرآن كريم" تفسيرنمونه جلد2" ))

 

منابع آزمون : 200 سئوال چهارگزينه اي در سايت حوزه نمايندگي ولي فقيه در وزارت جهاد كشاورزي

 

به آدرس http://velayat.agri-jahad.ir واحد امورآموزشي اداره كل آموزش عقيدتي

 

زمان برگزاري آزمون : روزسه شنبه مورخ 28/11/93

 

ساعت ومكان برگزاري آزمون متعاقباً اعلام خواهدشد


يك سري از سئوالات در واحد انتشارات سازمان جهت استفاده موجود مي باشد.

 

به شركت كنندگان در دوره گواهينامه آموزشي به مدت 36 ساعت اعطاء ميگردد.

 

اداره آموزش عقيدتي سازمان

اداره آموزش عقيدتي

اطلاعيه دوره آموزشي حضوري اقتصاد و فرهنگ باعزم ملي و مديريت جهادي

اطلاعيه دوره آموزشي حضوري


((اقتصاد و فرهنگ باعزم ملي و مديريت جهادي ))


زمان و مكان :روزهاي دوشنبه و چهارشنبه – نمازخانه سازمان


ساعت برگزاري كلاس: ازساعت 30/7صبح الي30/8صبح


شروع دوره : دوشنبه مورخ 22/10/93


به شركت كنندگان در دوره گواهينامه آموزشي به مدت 18 ساعت اعطاء ميگردد

 

اداره آموزش عقيدتي سازمان

فرا رسيدن هفته وحدت مبارك باد.

بسم الله الرحمن الرحيم


واعتصموا بحبل الله جميعا و لا تفرقوا


فرا رسيدن هفته وحدت مبارك باد.


- ولادت حضرت محمد(ص) به اتّفاق نظر شيعيان در ۱۷ ربيع الاول در سال عام الفيل مي‏باشد، ولي برخي از مسلمانان، اين واقعه را در روز دوازدهم اين ماه دانسته‏اند.و بر اين اساس روزهاي مابين دوازدهم تا هفدهم ربيع الاول درتقويم نظام مقدس جمهوري اسلامي ايران ،به نام هفته وحدت نامگذاري شده است. كنيه‏ي آن حضرت، ابوالقاسم و القاب ايشان، رسول اللَّه، نبي اللَّه، خاتم الانبيا، سَيِّدُالبَشَر و... مي‏باشد. پدر ايشان عبداللَّه بن عبدالمطلب و نيز مادر آن حضرت آمنه بنت وَهَب است. رقيه، ام كلثوم، زينب، قاسم، عبداللَّه، ابراهيم و حضرت فاطمه‏ي زهرا(س) فرزندان پيامبر اسلام مي‏باشند كه به جز فاطمه(س) همگي در دوران حيات پيامبر، از دنيا رفتند. دوران زندگي پيامبر اكرم(ص) در دو شهر مكه و مدينه سپري شد. ايشان پس از آن كه در چهل سالگي براي پيامبري برگزيده شدند، در ابتدا دين الهي را به طور مخفيانه تبليغ مي‏كردند و پس از سه سال، به دعوت آشكار دست زدند. رنج‏ها و سختي‏هاي فراواني كه پس از درگذشت ابوطالب، عمو و حضرت خديجه(س) همسر آن حضرت بر ايشان گذشت و همچنين اعلام آمادگي مردم يثرب براي پذيرفتن آن پيامبر عظيم‏الشأن، زمينه ساز هجرت بزرگ ايشان به مدينه گرديد. ده سال آخر عمر و رسالت حضرت محمد(ص) در مدينه، همراه با جنگ‏ها، فتوحات و انتشار آيين آسماني اسلام همراه بود.
-وحدت و يكپارچگى مسلمانان و لزوم اتحاد و اتفاق كلمه ميان ايشان بلكه ضرورت توحيد كلمه بر محور كلمه توحيد براى همه موحدان و خداپرستان روى زمين، از تعاليم و آموزشهاى اساسى آيين اسلام و از اصول فرهنگ قرآنى است. و بر همين اساس، قرآن كريم يكى از عمده ‏ترين و سازنده ‏ترين اهداف رسالت رسول اكرم صلى الله عليه و آله را تاليف قلوب و ايجاد انس و تفاهم به جاى خصومت و دشمنى بيان مى‏دارد و اگر كسى در تاريخ، به ديده عبرت بنگرد اين معنى را از شاهكارهاى رسالت محمدى‏ صلى الله عليه و آله مى‏يابد. «واعتصموا بحبل الله جميعا ولاتفرقوا»همگى به حبل و رشته خداوندى چنگ بزنيد و پراكنده نگرديد.

 

 

فرا رسيدن هفته وحدت وسالروز ولادت باسعادت حضرت رسول اكرم صلي الله عليه و آله وسلم و همچنين زادروز باسعادت امام بحق ناطق جعفر بن محمد الصادق پيشاپيش بر همه مسلمانان و شيعيان بويژه همكاران محترم و خانواده هاي آنان مبارك باد.

 

 

اداره امور فرهنگي و توسعه ارزشهاي اسلامي سازمان

ديدار حجت الاسلام والمسلمين دكتر توكلي از مديريت تعاون روستائي سالكيه و شركت در جلسه شوراي هماهنگي

جناب آقاي دكتر توكلي روز گذشته ضمن بازديد از مديريت تعاون روستائي استان مركزي در جلسه شوراي هماهنگي اتحاديه ي تعاونيهاي توليدي و كشاورزي و دامداري تعاون روستائي شركت كردند

مسئول محترم حوزه نمايندگي ولي فقيه در جهادكشاورزي استان در اين جلسه ضمن تشكر از شركت كنندگان درشوراي هماهنگي اتحاديه هاي تعاوني توليدي كشاورزي و جناب آقاي مهندس رحيمي مديرمحترم تعاون روستائي استان براي برگزاري اين جلسه با بيان حديث ارزشمندي از اميرالمؤمنين حضرت علي عليه السلام لا تستوحشوا طريق الحق لقلة سالكيه چنين فرمودند كه : شما وقتي تشخيص داديد راهتان درست است ولو اينكه همراه و ياورتان كم است وحشت نكنيد و به راهتان ادامه بدهيد.

 


مهم تشخيص است اگر تشخيص داديد سياست كاري شما در جائي كه كار ميكنيد درست است آن را ادامه بدهيدو از هيچ تهديدي هم نهراسيد كما اينكه امروز ما مي بينيم ملت بزرگ ايران از تحريمهاي ناجوانمردانه دشمنان نه تنها نهراسيده اند بلكه با تبعيت از رهبر عزيز و استحكام بخشي به زيرساختها راه دور زدن تحريمها و بي اثركردن آن را در پيش گرفته اند .

ايشان در قسمتي ديگر از بياناتشان با گرامي داشت يوم الله 9 دي كه روز تجديد پيمان و ميثاق مجدد مردم با ولايت بود ، بصيرت و آگاهي ملت را در حمايت از آرمانهاي امام راحل و رهبري عظيم الشأن انقلاب ستودند.

 


به مناسبت نهم ربیع الاول امتداد غدیر و آغاز امامت امام زمان(ع)

بسم الله الرحمن الرحيم


نهم ربیع الاول امتداد غدیر و آغاز امامت امام زمان(ع)

 

ولایت امام زمان(ع) به عنوان سرپرستی و حاکمیت وی بر افراد جامعه است و این ولایت رکن و اساس دین و

کلید گشایشگر و راهنمای انسان مسلمان در همه ابعاد دین است.

 

 

نهم ربیع الاول، نه تنها نخستین روز امامت امام عصر(ع) است، بلکه آغاز دوره ای حیاتی و مهم در تاریخ شیعه نیز به شمار می آید. درآستانه سالروز نهم ربیع الاول که یادمان آغاز امامت ولی عصر(ع) است، به رخدادهایی که پس از شهادت امام حسن عسکری(ع) در سامرا روی داد، اشاره می کنیم.روز جمعه، هشتم ربیع الاول سال 260 هـ.ق، امام حسن عسکری(ع) پس از اینکه نماز صبح را خواندند، بر اثر زهری که 8 روز قبل معتمد به ایشان خورانده بود، به شهادت رسید. این حادثه در شرایطی روی داد که امام یازدهم افزون بر اینکه مانند پدران خود زمینه را برای غیبت آماده کرده بود، شب پیش از شهادتشان، دور از چشم مأموران خلیفه، نامه های بسیاری به شهرهای شیعه  نشین فرستادند. خبر شهادت امام در سراسر شهر سامرا پیچید و مردم به احترام او عزاداری کردند. به گفته مورخان، در روز شهادت امام، سامرا به صحرای قیامت تبدیل شده بود.

عثمان بن سعید عمری، به نمایندگی از حجت بن الحسن(ع) متصدی غسل و کفن و دفن حضرت شد و براساس گفته شیخ صدوق، خود امام زمان(ع) با کنار زدن عمویش جعفر که قصد نمازگزاردن داشت، بر بدن پدر بزرگوارش نماز خواند.

حکومت عباسی از مدت ها پیش براساس سخن رسول الله(ص) و امامان معصوم(ع) مبنی بر اینکه مهدی فرزند امام حسن عسکری(ع) است، امام یازدهم را زیر نظر داشت و مراقب بود تا فرزندی از ایشان نماند، ولی امام یازدهم با پنهان نگه داشتن خبر ولادت فرزندش این نقشه را باطل کرده بود. پس از شهادت امام کم کم خبر فرزندی به نام مهدی(ع) پخش شد و تلاش چند باره خلیفه عباسی برای یافتن امام مهدی(ع) به نتیجه نرسید.

عثمان بن سعید، نائب اول امام بود و با آغاز غیبت ولی عصر(ع) توقیعات حضرت را به شیعیان می رساند. از همین زمان بود که شیعیان برای نخستین بار طعم غیبت را چشیدند. آغاز غیبت صغرا مصادف با آغاز امامت حضرت مهدی(ع) بود تا مردم آرام آرام با مفهوم تلخ و دردناک غیبت آشنا شده، بتوانند تا آن زمان که به اشتباه خود پی می‌برند و به وظایف خود در برابر امامان آگاه می‌شوند، همچنان دیندار بمانند.

در دوران غیبت صغرا 4 نایب خاص، امر وساطت میان امام(ع) و شیعیان را به عهده داشته و چنان‌که خواهیم دید، همه آنها معروف و سرشناس بوده‌اند. آنان احکام دین را از وجود اقدس امام زمان(ع) گرفته و در اختیار شیعیان می‌گذاشتند. سؤالات [کتبی و شفاهی] ایشان را به حضور امام زمان(ع) برده و سپس پاسخ را به شیعیان می‌رسانیدند و همچنین، وجوه شرعی شیعیان را با وکالتی، که از امام داشتند، می‌گرفتند [و به حضرت تحویل می‌دادند یا با اجازه ایشان مصرف می‌کردند] آنان جمعی بودند که امام حسن عسکری(ع) در زمان حیات خود عدالتشان را تأیید فرمود و همه را به عنوان امین امام زمان(ع) معرفی کرد و بعد از خود، ناظر املاک و متصدی کارهای خویش گردانید، و آنها را با نام و نسب به مردم معرفی نمود.اینها، همه دارای عقل، امانت، وثاقت، دِرایت، فهم و عظمت بودند.

امامت کودک  :     مسأله خلافت و امامت در اسلام، تنها براساس لیاقت و شایستگی افراد بوده و سن و سال هیچ تأثیری نداشته است. پیامبر اکرم(ص) در سال سوم هجرت بعد از دعوت خویشان خود به اسلام، علی(ع) را که نوجوانی پیش نبود به خلافت و وصایت منصوب کرد و به قوم خود دستور داد که از او اطاعت کنند. همچنین در واقعه مباهله با نصارای نجران، آن حضرت امام حسن و امام حسین(ع) را درحالی که کودک بودند به همراه خویش برد. شیخ مفید در این‏باره می‏نویسد: پیامبر همراه حسنین در حالی که طفل بودند با نصارا مباهله کرد. بعد از آن، این امر هیچ گاه سابقه نداشت. این وقایع و شواهد بسیار دیگر تاریخی، دلایلی است که امامت حضرت ولی عصر(ع) را در سن کودکی تأیید می‏کند.

امامت و نبوت کودک از نگاه قرآن : قرآن مجید در آیه 12 سوره مریم، درباره نبوت حضرت عیسی(ع) می‏فرماید: "ای یحیی تو کتاب آسمانی را به قوت فراگیر، و ما فرمان نبوت در کودکی به او دادیم".همچنین خداوند در همان سوره با اشاره به سخن گفتن حضرت عیسی در گاهواره، نبوت او را تأیید می‏کند.فخر رازی در تفسیر خود درباره حکمی که خداوند به حضرت یحیی داد می‏گوید: "مراد حکم، همان نبوت است؛ زیرا خداوند عقل او را در کودکی محکم و کامل کرد و به او وحی فرستاد و این بدان جهت است که خداوند، حضرت یحیی و عیسی را در کودکی به رسالت مبعوث کرد، برخلاف حضرت موسی و محمّد که در بزرگ سالی مبعوث شدند؛ از این رو چه مانعی دارد که خداوند این دوران را بر عده‏ای کوتاه سازد و حضرت مهدی(ع) را در کودکی حکمت و امامت عنایت فرماید.

چرا کودک امام باشد؟

چه ضرورتی دارد که امام، کودک باشد؟ این امر برای آن است که بدانیم، امامت، ازسوی خداست؛ چراکه اگر امامان تنها در بزرگسالی به مقام امامت می‏رسیدند ممکن بود تصور شود مقامات و کمالات آنان، اکتسابی است؛ اما با امامت کودک چنین گمانی برده نمی‏شود، اگر طفلی، به فضیلت امامت رسید، بدون شک می‏یابیم که او ازسوی خداوند متعال به چنین مقامی رسیده است.

ازسوی دیگر، این امر برای آن است که بدانیم مقام و منزلت، بر اساس لیاقت است نه بزرگی سن،  چنان که در تاریخ زندگی پیامبر(ص) آورده‏اند که ایشان فرماندهی سپاه خود را به اُسامه بن زید که جوانی 19 ساله بود واگذار کردند درحالی که عده‏ای از صحابه به برکناری او معتقد بودند، پیامبر به دلیل لیاقت او، به فرماندهی‏اش اصرار داشت.

امامت، یعنی نایب شدن از پیامبر و پذیرش ریاست بر تمام اشیا و موجودات، با شروطی پدید می‏آید که نمی‏توان آنها را از راه رنج، ریاضت، عبادت و تحصیل در تمام عمر به دست آورد. پس تعیین امامت فقط با خداوند عزوجل است که هرکه را خواست تربیت کند، حکمت بیاموزد و قابل ریاست و امامت کند؛ البته در نزد خداوند، انسان کوچک و بزرگ در این مسئله یکسان است.

نهم ربیع الاول، سالروز آغاز امامت حضرت ولی عصر(ع) در حقیقت امتداد غدیر بلکه خود غدیری دیگر است. باید در این چنین روزی با امام زمان(ع) براساس مفاد روایات و دعاها به ویژه دعای "عهد" پیمانی دوباره بست معرفت، محبت، ولایت و اطاعت برخی از اصول این پیمان نسبت به حضرت صاحب الزمان(ع) است.

ولایت امام زمان(ع) به عنوان سرپرستی و حاکمیت وی بر افراد جامعه است و این ولایت رکن و اساس دین و کلید گشایشگر و راهنمای انسان مسلمان در همه ابعاد دین است.

معرفت، محبت و ولایت امام(ع)، زمینه‌ساز عهد و پیمان با ایشان است، چراکه عشق و ولایت بدون مسئولیت پذیری هوسی بیش نیست. عهد، التزام و نوعی تعهد پذیری در مقابل شخص یا کاری می‌باشد و باید خود را به وظایفی که نسبت به امام زمان(ع) داریم ملتزم سازیم و با ایشان برای انجام آرمان‌هایش عهد ببندیم و کسانی می‌توانند در عصر ظهور به این عهدها عمل کنند که در عصر غیبت به پیمان خود با امام عصر(ع) عمل کرده باشند. عهد و اطاعت، تجلی و نمود عشق و محبت است و زمینه‌سازی برای ظهور ایشان، بسط عدالت و فرهنگ عدل پذیری در جامعه و نهادینه کردن آن است.


سالروز آغاز امامت حضرت بقيه الله الاعظم حجه بن الحسن (عج) بر تمامي منتظران حضرتش مبارك باد.


اداره امور فرهنگي و توسعه ارزشهاي اسلامي سازمان

به مناسبت روز هشتم ماه ربيع الاول

بسم الله الرحمن الرحيم


هشتم ربیع الاول سالروز شهادت امام حسن عسکری(علیه السلام) و آغاز امامت خورشید عالم تاب مهدوی است. مهمترین مساله پس از شهادت امام عسکری(علیه السلام) مساله غیبت بوده است که پیش بینی تحقق آن در کلام معصومین و در منابع شیعه و سنی بسیار نقل شده است و امام عسکری(علیه السلام) نیز تلاش می نمودند تا مردم را بر این امر آگاه سازند و مقام الهی فرزندشان را به ایشان یاد آور شوند.
این امر درباره افکار افراد عادی دشوار می نمود اما امام(علیه السلام) به هر ترتیب، فکر غیبت را در اذهان و افکار، رسوخ می داد و به مردم می فهماند که این حقیقت را باید بپذیرند و دیگران را به این اندیشه و اعتقاد و متفرّعات آن آگاه سازند.
دوستان و طرفداران امام(علیه السلام) به وسیله مکاتبه و مراسله با ایشان تماس می گرفتند و درباره مهدی موعود از حضرتش می پرسیدند و جواب لازم و کافی را دریافت می کردند.
شیعیان وقتی اموالی را از حقوق شرعی برای امام عسکری(علیه السلام)می بردند ابتدا به محضر «عثمان بن سعید عمری» وارد می شدند او نیز که برای سرپوش گذاشتن بر فعّالیّتهای امام(علیه السلام) و برای مصلحت ایشان، تجارت روغن می کرد، پول هایی را که تحویل می گرفت در خیکهای روغن می گذاشت و دور از چشم حاکمان، برای امام می فرستاد.
از دغدغه های اصلی حاکمان عباسی در زمان امام عسکری(علیه السلام) برخورد با مساله غیبت و وجود مهدی بود که خواب از چشمشان ربوده و آنان را مجبور به انجام حرکاتی در جهت حفظ تاج و تخت خود کرده بود .

معتمد عبّاسی امام را تحت مراقبت شدیدی قرار داد، به طوری که کسی جز در شرایط ویژه ای که امام با نزدیکان خود قرار گذاشته بود، امکان تماس با آن حضرت را نمی یافت و هر آنچه که از خارج به ایشان می رسید یا به خارج می دادند، از طریق مراسله بود.
وقتی که خبر کسالت امام به گوش معتمد عبّاسی رسید، دستور داد تا خانه آن حضرت را زیر نظر بگیرند.
پس از شهادت امام نیز تفتیش و بازجویی کامل به عمل آمد و همه اثاث خانه را مُهر و موم کردند و آن گاه در صدد تحقیق و بازجویی از فرزندان امام عسکری(علیه السلام) برآمدند و به قابله ها دستور دادند که زنان را تحت معاینه دقیق قرار دهند و اگر آثار حمل در یکی از آنان دیدند به خلیفه گزارش کنند.
هراس و وحشت عبّاسیان از مهدی موعود که پیامبر اکرم(صلی الله علیه وآله وسلم)نوید ظهورش را بارها داده بود و او را بزرگترین مصلح در تاریخ جامعه بشری ـ که طومار ظلم و ستم را در هم خواهد پیچید و عدالت اجتماعی را برقرار خواهد ساخت ـ معرّفی کرده بود، روز به روز بالا می گرفت.
آنان می خواستند با کشتن نسل پیامبر(صلی الله علیه وآله وسلم)، مانع ظهور امام منتَظر گردند. امام عسکری(علیه السلام) در نامه ای به همین مطلب اشاره کرده اند:
«پنداشته اند با کشتن من، نسلم را قطع خواهند کرد و حال آن که خداوند خواسته آنان را تکذیب کرده است و سپاس خدای را که مرا از جهان نَبُرْد تا آن که جانشین و امام بعد از من را نشانم داد. او در خلقت و اخلاق، شبیه ترین کس به پیامبر اکرم است. خداوند او را در دوران غیبت حفظ میکند، سپس او را ظاهر میسازد تا زمین را پس از آن که پر از ظلم و ستم شده باشد، سرشار از عدالت و برابری کند.»

 

سالروز شهادت امام حسن عسگري عليه السلام بر عموم شيعيان  بويژه همكاران محترم و خانواده هاي آنها تسليت باد.

 


حوزه نمايندگي ولي فقيه در سازمان

اداره امور فرهنگي و توسعه ارزشهاي اسلامي

ديدار مسئول محترم حوزه نمايندگي ولي فقيه در سازمان از مديريت جهاد كشاورزي شهرستان محلات و شركت در جلسه شوراي هماهنگي مديريت جهادكشاورزي اين شهرستان

ديدار مسئول محترم حوزه نمايندگي ولي فقيه در سازمان از مديريت جهاد كشاورزي شهرستان محلات  و شركت در جلسه شوراي هماهنگي  مديريت جهادكشاورزي اين شهرستان


حجت الاسلام والمسلمين  جناب آقاي دكترتوكلي روز شنبه مورخ 7/10/93 با حضوردر جلسه شوراي هماهنگي مديريت جهادكشاورزي شهرستان محلات از نزديك با مديريت و همكاران اين شهرستان ديدار و گفتگو كردند و سپس  ضمن باز ديد از شهرگ گلخانه اي گل و گياه محلات و همچنين حوضچه هاي لاستيكي اين شهرستان به بررسي مشكلات و درخواستهاي توليدكنندگان بخش  گل و گياه پرداختند

 

 

 

 

 

 


سلسله مباحث " ترنم استاد"

بسم الله الرحمن الرحيم

 

سلسله مباحث " ترنم استاد"


تعريف غيرت ديني

 


در مقوله غيرت ديني ،ابتدا بايد دين را بصورت دقيق تعريف كردو سپس در مقام رسالت ومسئوليت دفاع از آن رادر عرصه هاي مختلف به عنوان يك اصل مهم (تكليف )غيرت و حميت نشان داده ودرعمل به قانون حفظ امانت ، از آن صيانت كنيم.


معناي دين از نظر لغوي:

دين از نظر لغوي به معاني و مصاديق مختلفي مانند: تسليم ، جزا،قيامت ، حق و غيره آمده است.


معناي اصطلاحي دين :

دين عبارت است از مجموعه احكام و عقائد و آداب و سلوكي كه از طرف پروردگار عالم توسط انبياء و رسولان الهي براي هدايت و رستگاري بشريت آمده و ضروري است انسانها از حيث نطري و عملي به آن معتقد باشند وآن را مايه سعادت خود وتخلف از آن را موجب ضلالت و خسارت خود بدانند.

وبنا بر اين خداي تعالي در قرآن دين را تسليم شدن در مقابل فرامين خود دانسته و تصريح نموده هركس آئيني را غير از اسلام اختياركند ، از او پذيرفته نخواهد شد و او در سراي ديگر از جمله زيانكاران است.

وبا اين بيان ، غيرت ديني بطور خلاصه يعني تعصب به خرج دادن براي مسائل اسلامي و حلال و حرام الهي كه به خاطر پرهيز از طولاني شدن مطلب ، بقيه توضيحات در آينده خواهد آمد، انشاءالله.


 

اداره امور فرهنگي و توسعه ارزشهاي اسلامي سازمان

قدرداني

بسم الله الرحمن الرحيم

 

قال الله تعالي :

اني لا اضيع عمل عامل منكم من ذكر او انثي

 

قطعا من عمل (نيك و خير)  شما را اعم از مرد و زن تباه نميگردانم .


سوره شريفه آل عمران ، قسمتي ازآيه مباركه 137

 

 

با عرض تبريك به مناسبت فرا رسيدن ماه ربيع الاول ، ماه سرور آل الله ، كه متضمن يكي از بزرگترين رخداد هاي عالم هستي ( ميلاد مسعود پيامبر اعظم و رئيس مذهب امام جعفر صادق صلوات الله عليهما ) مي باشد ، بدينوسيله از تلاشها و مساعي تمامي همكاران بزرگوار در امر برپائي سوگواري سالار شهيدان و ياران وفادارش و زنده نگهداشتن ياد وخاطره نهضت خونين و سراسر حماسه و پيروزي حسيني ، اعم از افرادي كه با حضور منظم و مستمر خود يادآور حديث شريف " ان لقتل الحسين حراره في قلوب المؤمنين لا تبرد ابدا" بودند ،سخنرانان معظم خصوصا مسئول محترم حوزه نمايندگي ولي فقيه درسازمان كه با ارشادات و حمايتهاي خود موجبات دلگرمي خدمتگزاران اقامه عزاي ابي عبدالله را فراهم ميكردند، مداحان و ذاكرين محترم ، پرسنل شريف و زحمتكش اداره خدمات ، ناذرين گرامي ، كمال تقدير و تشكر به عمل مي آيد ،

اعظم الله اجورنا و اجوركم و شكرالله سعيكم.

اميد است همه زحمات مقبول درگاه عرش اشتباه حسيني واقع وذخيره اي براي آخرت همگان باشد.

 

 

اداره امور فرهنگي و توسعه ارزشهاي اسلامي سازمان

آیا خبر فرا رسیدن ماه ربیع و پایان ماه صفر مژده بهشت دارد؟!؟

آیا خبر فرا رسیدن ماه ربیع و پایان ماه صفر مژده بهشت دارد؟!؟


با اتمام ماه صفر و فرا رسیدن ماه ربیع الاول پیامک هایی بر روی صفحه تلفن های همراه و یا بعضا در محافل دیگر به چشم می خورد که "پیامبر(ص)فرمود: هرکس پایان ماه صفر را به من خبر دهد بهشت بر او واجب می شود."

اما آیا واقعا چنین است؟! واجب شدن بهشت فقط با رساندن خبر اتمام ماه صفر؟!!!!


اصل حدیث از این قرار است که :


از ابن عباس نقل شده که گفت : روزی پیامبر (ص) به همراه تعدادی از اصحابشان در مسجد قبا نشسته بودند ، رسول خدا (ص) فرمود : "اولین کسی که بر شما وارد می شود مردی از اهالی بهشت است"...برخی از اصحاب تا این سخن را شنیدند ، برخواسته و از مسجد خارج شدند تا دوباره وارد شده و اولین کسی باشند که بهشت بر او واجب می شود.پیامبر (ص) متوجه موضوع شدند و به بقیه اصحاب که نزد ایشان بودند فرمودند : "اکنون جماعتی در حال سبقت گرفتن از یکدیگر ، بر شما وارد می شوند (ولی از میان آنها) کسی که پایان ماه آذار (از ماه های رومی معادل خرداد ماه و درآن زمان معادل صفر) را بر من بشارت دهد ، اهل بهشت است." آن جماعت برگشتند و وارد شدند و ابوذر (ع) نیز همراهشان بود. پیامبر به آن ها فرمود : ما در کدامیک از ماه های رومی هستیم؟ ابوذر گفت:"یا رسول الله! ماه آذار به پایان رسیده است ." پیامبر فرمود : "ای اباذر! من این مساله را می دانستم ولی دوست داشتم قوم من بدانند که تو مردی از اهالی بهشتی، و چطور اینگونه نباشد در حالی که تو بعد از من به دلیل محبتت به اهل بیتم ، از حرم من تبعید می شوی ، تنها زندگی می کنی و تنها می میری و قومی که امر کفن و دفن تو را انجام دهند به واسطه تو خوشبخت می شوند . آن ها دوستان من در بهشتی هستند که به پرهیزکاران وعده داده شده است..."


تنها روایت برای خبر پایان ماه صفر همین روایت است که در کتب علل الشرایع مرحوم صدوق(جلد اول - صفحه 175) و روضه المتقین فی شرح من لا یحضره الفقیه اثر مرحوم محمد تقی مجلسی(جلد 13 - صفحه 3) بیان شده است....


با مقایسه اصل حدیث با آنچه که امروزه در بین عوام رواج دارد و به گوش می رسد می توان به عمق فاجعه که همان تحریف در دین و احادیث معصومین(علیهم السلام) است ( که البته بعضا از روی جهل و ندانستن هم هست) پی برد...


نتیجه : یعنی اصلا پیامبر نمی خواستند بگن که هر کس مژده ماه ربیع رو بده من مژده بهشت رو به او میدم بلکه می خواستن از بین جمعیت یه علامت بدهند که با این علامت(خبررسیدن ربیع) شخص ابوذر مشخص بشه نه اینکه خبر دادن ربیع موجب بهشتی شدن باشه.

 

پس روایتی که به این مضمون ("پیامبر(ص)فرمود: هرکس پایان ماه صفر را به من خبر دهد بهشت بر او واجب می شود.") پخش شده معتبر نیست.

به مناسبت فرا رسيدن ماه ربيع الاول

بسم الله الرحمن الرحيم


ربیع الاول؛ آغاز فصلی نو برای بشریت


 

ربیع به معنای ربع است که در فصل بهار گیاهان تر و تازه می شوند و این ماه سومین ماه قمری و از ماههای فرخنده برای شیعیان جهان است.

ماه و محرم و صفر را در حالی پشت سر گذاشتیم که در غم سلاله رسول خدا و فرزندانش چه شبهایی را که از عمق دل اشک ریختیم و دل سوزاندیم و با یاد عظمت سرور و سالار شهیدان حضرت اباعبدالله الحسین (ع) و فداکاری های ایشان و خاندانش با زهرای مرضیه (س) هم ناله شدیم و درس گرفتیم و با عاشورا و چگونه زیستن جان تازه و روحی نو در کالبد بی جان خود دمیدیم.

از خزان غفلت به برکت اشک های محرم و صفر به بهار رسیدیم و اکنون وقت آن است که در این بهار به یمن رویش دوباریمان سجده شکر بجا آوریم و بندگی دوباره کنیم.

واجب است انسان در این ماه پرخیر و برکت مراقب رفتار و عملکرد خود باشد و به شکرانه ارزانی شدن این نعمت بزرگ الهی به عبادتی از سر شوق و اشتیاق بپردازد.

با شروع ماه ربیع الاول آثار بار دیگر آثار رحمت الهی و ذخایر برکات خداوندی پدیدار می شود و انوار جمال الهی بر زمین و زمینیان می تابد و چنین است که رسول خدا می فرماید هر کس بشارت آمدن ربیع الاول را به مردم دهد من بشارت بهشت را به او می دهم.



پاره اي از وقايع ماه ربیع الاول

از دیگر برکات این ماه مبارک آنکه در هفدهم ربیع الاول میلاد رسول خدا (ص) است که می توان ادعا کرد از ابتدای آفرینش، زمین رحمتی مانند آن به خود ندیده است چرا که او داناترین، محبوبترین، نزدیکترین، برترین و عزیزترین مخلوق خداوند است.

پیامبر اسلام، جامع تمامی صفات بارز و ممتازی است که دیگر پیامبران خدا داشته اند به همین سبب شیوه ای نوین در زندگی انسان با تولد خاتم پیامبران به وجود آمد که انسانها در کنار هم با هر آیین و روشی به یکتا پرستی به سمت آرمانهای بشری حرکت کنند و این پیامبر برای ماندگاری رسالت عظیم اسلام صاحب کتاب(قرآن) بود.

کتابی که امروز تمامی ملل و صاحبان اندیشه با هر فکر و دیدگاهی بر حسب توانایی خود از آن بهره می جویند و درس زندگی می گیرند.

از دیگر ویژگی این ماه میلاد پر برکت امام جعفر صادق (ع) است که بنیانگذار فقه جعفری و مبانی کلامی، اصول فلسفه و صاحب تشیع از سرچشمه قرآن است.

ربیع چه خوش نامی است برای این ماه، ماه ولایت و ولادت ماه جانفشانی در راه خدا، ماه دگرگونی و جلوه های زیبایی و زشتی در کنار هم هستند و با هم معنا می شوند و اگر کسی محرم و صفر را درک نکرده باشد به یقین شیرینی ربیع را درک نخواهد کرد.

ربیع ماهی است که بزرگترین بخشش ها، برترین برکت ها، زیباترین نورها و مخفی ترین اسرار در این ماه پی ریزی شده است.

دادن صدقه، احسان نمودن، خشنود کردن مومنان، برپایی جشن و سرور از اعمال تاکید شده در این ماه پر خیر و برکت است.

پس از اینکه دو ماه دلهایمان را به عطر حسینی، زینبی، حسنی، نبوی و رضوی معطر کردیم اکنون به استقبال ماهی می رویم که آمیخته با خاطرات غم انگیزی چون شهادت امام حسن عسگری و همچنین آغاز امامت پر برکت حضرت بقیه الله الاعظم(عج)، میلاد مبارک پیامبر گرامی اسلام(ص) و امام جعفر صادق(ع)، هجرت پیامبر از مکه به مدینه و رخداد واقعه عظیم لیله المبیت (شب امیرمومنان در بستر پیامبر آرمید) است.

روز نهم ربیع الاول نیز آغاز امامت و ولایت حضرت مهدی (عج) است که به شکرانه امامت و ولایت دوازدهمین اختر تابناک آسمان ولایت و امامت خدای را شکر می گوییم و از غیبت و دوری او ابراز تاسف می کنیم و روز سرور و جشن شیعیان است که صاحب اصلی این دنیا و کسی است که ماموریت دارد صلح جهانی را برای همگان به ارمغان آورد.

اکنون که لباس عزای مولایمان حسین را از تن به در می کنیم امید که بتوانیم لباس غلامی مولایمان علی (ع) را بر تن کنیم و رهرو راهی باشیم که حسین و خاندانش با فدا کردن جان خویش برای ما به روشنی و مستند ترسیم کرده اند.

شروع ماه برکت و ماه نورانیت رسول خدا (ربیع الاول) بر همه امت اسلامی و شیعیان بويژه همكاران محنرم و خانواده هاي آنها مبارک باد.

 


اداره امور فرهنگي و توسعه ارزشهاي اسلامي سازمان

سلسله مباحث " ترنم استاد "

بسم الله الرحمن الرحيم

 

سلسله مباحث  " ترنم استاد "


تعريف غيرت


 

غيرت عبارت است از :


نفرت وانزجار طبيعي ناشي از بخل و حسادت مشاركت و مداخله بيگانگان در اموري كه مورد علاقه و محبت انسان است.


غيرت از ماده غير اخذ شده و در قرآن كريم هم آمده است:

فليغيرن خلق الله (119- نساء )    ان الله لا يغير ما بقوم حتي يغيروا ما بانفسهم (11رعد)

 

در باره غيرت ، تعريفهاي مختلفي مطرح شده است كه هر كدام ناشي از برداشت هائي است كه از روايات ائمه اطهار عليهم السلام و متون اسلامي استفاده شده است.

 


اداره امور فرهنگي و توسعه ارزشهاي اسلامي

به مناسبت سالروز شهادت امام رصا عليه السلام

بسم الله الرحمن الرحيم


السلام عليك يا ابا الحسن يا علي بن موسي الرضا وعلي آبائك و ابنائك الطيبين الطاهرين و رحمه الله و بركاته


زندگینامه امام علی بن موسی الرضا (علیه السلام)

 

مقدمه:

امام علی ‌بن موسی‌الرضا (علیه السلام) هشتمین امام شیعیان از سلاله پاک رسول خدا و هشتمین جانشین پیامبر مکرم اسلام می‌باشند.

ایشان در سن 35 سالگی عهده‌دار مسئولیت امامت و رهبری شیعیان گردیدند و حیات ایشان مقارن بود با خلافت خلفای عباسی که سختی‌ها و رنج بسیاری را بر امام رواداشتند و سر انجام مأمون عباسی ایشان را در سن 55 سالگی به شهادت رساند. در این نوشته به طور خلاصه، بعضی از ابعاد زندگانی آن حضرت را بررسی می‌نماییم.


نام، لقب و کنیه امام:

نام مبارک ایشان علی و کنیه آن حضرت ابوالحسن و مشهورترین لقب ایشان "رضا" به معنای "خشنودی" می‌باشد. امام محمد تقی (علیه السلام) امام نهم و فرزند ایشان سبب نامیده شدن آن حضرت به این لقب را اینگونه نقل می‌فرمایند: "خداوند او را رضا لقب نهاد زیرا خداوند در آسمان و رسول خدا و ائمه اطهار در زمین از او خشنود بوده‌اند و ایشان را برای امامت پسندیده‌اند و همینطور (به خاطر خلق و خوی نیکوی امام) هم دوستان و نزدیکان و هم دشمنان از ایشان راضی و خشنود بود‌ند."

یکی از القاب مشهور حضرت "عالم آل محمد" است. این لقب نشانگر ظهور علم و دانش ایشان می‌باشد. جلسات مناظره متعددی که امام با دانشمندان بزرگ عصر خویش، بویژه علمای ادیان مختلف انجام داد و در همه آنها با سربلندی تمام بیرون آمد دلیل کوچکی بر این سخن است، که قسمتی از این مناظرات در بخش "جنبه علمی امام" آمده است. این توانایی و برتری امام، در تسلط بر علوم یکی از دلایل امامت ایشان می‌باشد و با تأمل در سخنان امام در این مناظرات، کاملاً این مطلب روشن می‌گردد که این علوم جز از یک منبع وابسته به الهام و وحی نمی‌تواند سرچشمه گرفته باشد.


پدر و مادر امام:

پدر بزرگوار ایشان امام موسی کاظم (علیه السلام) پیشوای هفتم شیعیان بودند که در سال 183 ﻫ.ق. به دست هارون عباسی به شهادت رسیدند و مادر گرامیشان "نجمه" نام داشت.

تولد امام:

حضرت رضا (علیه السلام) در یازدهم ذیقعدﺓ الحرام سال 148 هجری در مدینه منوره دیده به جهان گشودند. از قول مادر ایشان نقل شده است که: "هنگامی‌که به حضرتش حامله شدم به هیچ وجه ثقل حمل را در خود حس نمی‌کردم و وقتی به خواب می‌رفتم، صدای تسبیح و تمجید حق تعالی و ذکر "لااله‌الاالله" را از شکم خود می‌شنیدم، اما چون بیدار می‌شدم دیگر صدایی بگوش نمی‌رسید. هنگامی‌که وضع حمل انجام شد، نوزاد دو دستش را به زمین نهاد و سرش را به سوی آسمان بلند کرد و لبانش را تکان می‌داد؛ گویی چیزی می‌گفت."

نظیر این واقعه، هنگام تولد دیگر ائمه و بعضی از پیامبران الهی نیز نقل شده است، از جمله حضرت عیسی که به اراده الهی در اوان تولد، در گهواره لب به سخن گشوده و با مردم سخن گفتند که شرح این ماجرا در قرآن کریم آمده است.

زندگی امام در مدینه:

حضرت رضا (علیه السلام) تا قبل از هجرت به مرو در مدینه زادگاهشان، ساکن بودند و در آنجا در جوار مدفن پاک رسول خدا و اجداد طاهرینشان به هدایت مردم و تبیین معارف دینی و سیره نبوی می‌پرداختند. مردم مدینه نیز بسیار امام را دوست می‌داشتند و به ایشان همچون پدری مهربان می‌نگریستند. تا قبل از این سفر، با اینکه امام بیشتر سالهای عمرش را در مدینه گذرانده بود، اما در سراسر مملکت اسلامی پیروان بسیاری داشت که گوش به فرمان اوامر امام بودند.

امام در گفتگویی که با مأمون درباره ولایت عهدی داشتند، در این باره این گونه می‌فرمایند: "همانا ولایت عهدی هیچ امتیازی را بر من نیفزود. هنگامی که من در مدینه بودم فرمان من در شرق و غرب نافذ بود و اگر از کوچه‌های شهر مدینه عبور می‌کردم، عزیرتر از من کسی نبود. مردم پیوسته حاجاتشان را نزد من می‌آوردند و کسی نبود که بتوانم نیاز او را برآورده سازم مگر اینکه این کار را انجام می‌دادم و مردم به چشم عزیز و بزرگ خویش، به من مى‌نگریستند."

 

امامت حضرت رضا (علیه السلام):

امامت و وصایت حضرت رضا (علیه السلام) بارها توسط پدر بزرگوار و اجداد طاهرینشان و رسول اکرم (صلی الله و علیه و اله) اعلام شده بود. به خصوص امام کاظم (علیه السلام) بارها در حضور مردم ایشان را به عنوان وصی و امام بعد از خویش معرفی کرده بودند که به نمونه‌ای از آنها اشاره می‌نماییم.

یکی از یاران امام موسی کاظم (علیه السلام) می‌گوید: «ما شصت نفر بودیم که موسی بن‌جعفر به جمع ما وارد شد و دست فرزندش علی در دست او بود. فرمود: "آیا می‌دانید من کیستم؟" گفتم: "تو آقا و بزرگ ما هستی." فرمود: "نام و لقب من را بگویید." گفتم: "شما موسی بن جعفر بن محمد هستید." فرمود: "این که با من است کیست؟" گفتم: "علی بن موسی بن جعفر." فرمود: "پس شهادت دهید او در زندگانی من وکیل من است و بعد از مرگ من وصی من می‌باشد."»(4) در حدیث مشهوری نیز که جابر از قول نبى ‌اکرم نقل می‌کند امام رضا (علیه السلام) به عنوان هشتمین امام و وصی پیامبر معرفی شده‌اند. امام صادق (علیه السلام) نیز مکرر به امام کاظم می‌فرمودند که "عالم‌ آل محمد از فرزندان تو است و او وصی بعد از تو می‌باشد."

 

اوضاع سیاسی:

مدت امامت امام هشتم در حدود بیست سال بود که می‌توان آن را به سه بخش جداگانه تقسیم کرد:

ده سال اول امامت آن حضرت، که همزمان بود با زمامداری هارون.

1-      پنج سال بعد از‌ آن که مقارن با خلافت امین بود.

2-      پنج سال آخر امامت آن بزرگوار که مصادف با خلافت مأمون و تسلط او بر قلمرو اسلامی آن روز بود.

مدتی از روزگار زندگانی امام رضا (علیه السلام) همزمان با خلافت هارون الرشید بود. در این زمان است که مصیبت دردناک شهادت پدر بزرگوارشان و دیگر مصیبت‌های اسفبار برای علویان (سادات و نوادگان امیرالمؤمنین) واقع شده است. در آن زمان کوشش‌های فراوانی در تحریک هارون برای کشتن امام رضا (علیه السلام) می‌شد تا آنجا که در نهایت هارون تصمیم بر قتل امام گرفت؛ اما فرصت نیافت نقشه خود را عملی کند. بعد از وفات هارون فرزندش امین به خلافت رسید. در این زمان به علت مرگ هارون ضعف و تزلزل بر حکومت سایه افکنده بود و این تزلزل و غرق بودن امین در فساد و تباهی باعث شده بود که او و دستگاه حکومت، از توجه به سوی امام و پیگیری امر ایشان بازمانند. از این رو می‌توانیم این دوره را در زندگی امام دوران آرامش بنامیم.

اما سرانجام مأمون عباسی توانست برادر خود امین را شکست داده و او را به قتل برساند و لباس قدرت را به تن نماید و توانسته بود با سرکوب شورشیان فرمان خود را در اطراف و اکناف مملکت اسلامی جاری کند. وی حکومت ایالت عراق را به یکی از عمال خویش واگذار کرده بود و خود در مرو اقامت گزید و فضل ‌بن ‌سهل را که مردی بسیار سیاستمدار بود، وزیر و مشاور خویش قرار داد. اما خطری که حکومت او را تهدید می‌کرد علویان بودند که بعد از قرنی تحمل شکنجه و قتل و غارت، اکنون با استفاده از فرصت دو دستگی در خلافت، هر یک به عناوین مختلف در خفا و آشکار عَلم مخالفت با مأمون را برافراشته و خواهان براندازی حکومت عباسی بودند؛ به علاوه آنان در جلب توجه افکار عمومی مسلمین به سوی خود، و کسب حمایت آنها موفق گردیده بودند و دلیل آشکار بر این مدعا این است که هر جا علویان بر ضد حکومت عباسیان قیام و شورش می‌کردند، انبوه مردم از هر طبقه دعوت آنان را اجابت کرده و به یاری آنها بر می‌خواستند و این، بر اثر ستم‌ها و نارواییها و انواع شکنجه‌های دردناکی بود که مردم و بخصوص علویان از دستگاه حکومت عباسی دیده بودند. از این رو مأمون درصدد بر آمده بود تا موجبات برخورد با علویان را برطرف کند. بویژه که او تصمیم داشت تشنجات و بحران‌هایی را که موجب ضعف حکومت او شده بود از میان بردارد و برای استقرار پایه‌های قدرت خود، محیط را امن و آرام سازد. لذا با مشورت وزیر خود فضل بن سهل تصمیم گرفت تا دست به خدعه‌ای بزند. او تصمیم گرفت تا خلافت را به امام پیشنهاد دهد و خود از خلافت به نفع امام کناره‌گیری کند، زیرا حساب می‌کرد نتیجه از دو حال بیرون نیست، یا امام می‌پذیرد و یا نمی‌پذیرد و در هر دو حال برای خود او و خلافت عباسیان، پیروزی است. زیرا اگر بپذیرد ناگزیر، بنابر شرطی که مأمون قرار می‌داد ولایت عهدی آن حضرت را خواهد داشت و همین امر مشروعیت خلافت او را پس از امام نزد تمامی گروه‌ها و فرقه‌های مسلمانان تضمین می‌کرد. بدیهی است برای مأمون آسان بود در مقام ولایتعهدی بدون این که کسی آگاه شود، امام را از میان بردارد تا حکومت به صورت شرعی و قانونی به او بازگردد. در این صورت علویان با خشنودی به حکومت می‌نگریستند و شیعیان خلافت او را شرعی تلقی می‌کردند و او را به عنوان جانشین امام می‌پذیرفتند. از طرف دیگر چون مردم حکومت را مورد تایید امام می‌دانستند لذا قیامهایی که بر ضد حکومت می‌شد جاذبه و مشروعیت خود را از دست می‌داد.

او می‌اندیشید اگر امام خلافت را نپذیرد ایشان را به اجبار ولیعهد خود می‌کند که در اینصورت بازهم خلافت و حکومت او در میان مردم و شیعیان توجیه می‌گردد و دیگر اعتراضات و شورشهایی که به بهانه غصب خلافت و ستم، توسط عباسیان انجام می‌گرفت دلیل و توجیه خود را از دست می‌داد و با استقبال مردم و دوستداران امام مواجه نمی‌شد. از طرفی او می‌توانست امام را نزد خود ساکن کند و از نزدیک مراقب رفتار امام و پیروانش باشد و هر حرکتی از سوی امام و شیعیان ایشان را سرکوب کند. همچنین او گمان می‌کرد که از طرف دیگر شیعیان و پیروان امام، ایشان را به خاطر نپذیرفتن خلافت در معرض سئوال و انتقاد قرار خواهند داد و امام جایگاه خود را در میان دوستدارانش از دست می‌دهد.

سفر به سوی خراسان:

مأمون برای عملی کردن اهداف ذکر شده چند تن از مأموران مخصوص خود را به مدینه، خدمت حضرت رضا (علیه السلام) فرستاد تا حضرت را به اجبار به سوی خراسان روانه کنند. همچنین دستور داد حضرتش را از راهی که کمتر با شیعیان برخورد داشته باشد، بیاورند. مسیر اصلی در آن زمان راه کوفه، جبل، کرمانشاه و قم بوده است که نقاط شیعه‌نشین و مراکز قدرت شیعیان بود. مأمون احتمال می‌داد که ممکن است شیعیان با مشاهده امام در میان خود به شور و هیجان آیند و مانع حرکت ایشان شوند و بخواهند آن حضرت را در میان خود نگه دارند که در این صورت مشکلات حکومت چند برابر می‌شد. لذا امام را از مسیر بصره، اهواز و فارس به سوی مرو حرکت داد.ماموران او نیز پیوسته حضرت را زیر نظر داشتند و اعمال امام را به او گزارش می‌دادند.


حدیث سلسلة الذهب:

در طول سفر امام به مرو، هر کجا توقف می‌فرمودند، برکات زیادی شامل حال مردم آن منطقه می‌شد. از جمله هنگامیکه امام در مسیر حرکت خود وارد نیشابور شدند و در حالی که در محملی قرار داشتند از وسط شهر نیشابور عبور کردند. مردم زیادی که خبر ورود امام به نیشابور را شنیده بودند، همگی به استقبال حضرت آمدند. در این هنگام دو تن از علما و حافظان حدیث نبوی، به همراه گروه‌های بیشماری از طالبان علم و اهل حدیث و درایت، مهار مرکب را گرفته و عرضه داشتند: "ای امام بزرگ و ای فرزند امامان بزرگوار، تو را به حق پدران پاک و اجداد بزرگوارت سوگند می‌دهیم که رخسار فرخنده خویش را به ما نشان دهی و حدیثی از پدران و جد بزرگوارتان، پیامبر خدا، برای ما بیان فرمایی تا یادگاری نزد ما باشد." امام دستور توقف مرکب را دادند و دیدگان مردم به مشاهده طلعت مبارک امام روشن گردید. مردم از مشاهده جمال حضرت بسیار شاد شدند به طوری که بعضی از شدت شوق می‌گریستند و آنهایی که نزدیک ایشان بودند، بر مرکب امام بوسه می‌زدند. ولوله عظیمی در شهر طنین افکنده بود به طوری که بزرگان شهر با صدای بلند از مردم می‌خواستند که سکوت نمایند تا حدیثی از آن حضرت بشنوند. تا اینکه پس از مدتی مردم ساکت شدند و حضرت حدیث ذیل را کلمه به کلمه از قول پدر گرامیشان و از قول اجداد طاهرینشان به نقل از رسول خدا و به نقل از جبرائیل از سوی حضرت حق سبحانه و تعالی املاء فرمودند: "کلمه لااله‌الاالله حصار من است پس هر کس آن را بگوید داخل حصار من شده و کسی که داخل حصار من گردد ایمن از عذاب من خواهد بود." سپس امام فرمودند: "اما این شروطی دارد و من، خود، از جمله آن شروط هستم."

این حدیث بیانگر این است که از شروط اقرار به کلمه لااله‌الاالله که مقوم اصل توحید در دین می‌باشد، اقرار به امامت آن حضرت و اطاعت و پذیرش گفتار و رفتار امام می‌باشد که از جانب خداوند تعالی تعیین شده است. در حقیقت امام شرط رهایی از عذاب الهی را توحید و شرط توحید را قبول ولایت و امامت می‌دانند.


ولایت عهدی:

باری، چون حضرت رضا (علیه السلام) وارد مرو شدند، مأمون از ایشان استقبال شایانی کرد و در مجلسی که همه ارکان دولت حضور داشتند صحبت کرد و گفت: "همه بدانند من در آل عباس و آل علی (علیه السلام) هیچ کس را بهتر و صاحب حق‌تر به امر خلافت از علی بن موسی رضا (علیه السلام) ندیدم." پس از آن به حضرت رو کرد و گفت: "تصمیم گرفته‌ام که خود را از خلافت خلع کنم و آن را به شما واگذار نمایم." حضرت فرمودند: "اگر خلافت را خدا برای تو قرار داده جایز نیست که به دیگری ببخشی و اگر خلافت از آن تو نیست، تو چه اختیاری داری که به دیگری تفویض نمایی." مأمون بر خواسته خود پافشاری کرد و بر امام اصرار ورزید. اما امام فرمودند:‌ "هرگز قبول نخواهم کرد." وقتی مأمون مأیوس شد گفت: "پس ولایت عهدی را قبول کن تا بعد از من شما خلیفه و جانشین من باشید." این اصرار مأمون و انکار امام تا دو ماه طول کشید و حضرت قبول نمی‌فرمودند و می‌گفتند: "از پدرانم شنیدم، من قبل از تو از دنیا خواهم رفت و مرا با زهر شهید خواهند کرد و بر من ملائک زمین و آسمان خواهند گریست و در وادی غربت در کنار هارون ‌الرشید دفن خواهم شد." اما مأمون بر این امر پافشاری نمود تا آنجاکه مخفیانه و در مجلس خصوصی حضرت را تهدید به مرگ کرد. لذا حضرت فرمودند: "اینک که مجبورم، قبول می‌کنم به شرط آنکه کسی را نصب یا عزل نکنم و رسمی را تغییر ندهم و سنتی را نشکنم و از دور بر بساط خلافت نظر داشته باشم." مأمون با این شرط راضی شد. پس از آن حضرت، دست را به سوی آسمان بلند کردند و فرمودند: "خداوندا! تو می‌دانی که مرا به اکراه وادار نمودند و به اجبار این امر را اختیار کردم؛ پس مرا مؤاخذه نکن همان گونه که دو پیغمبر خود یوسف و دانیال را هنگام قبول ولایت پادشاهان زمان خود مؤاخذه نکردی. خداوندا، عهدی نیست جز عهد تو و ولایتی نیست مگر از جانب تو، پس به من توفیق ده که دین تو را برپا دارم و سنت پیامبر تو را زنده نگاه دارم. همانا که تو نیکو مولا و نیکو یاوری هستی."


جنبه علمی امام:

مأمون که پیوسته شور و اشتیاق مردم نسبت به امام و اعتبار بی‌همتای امام را در میان ایشان می‌دید می‌خواست تا این قداست و اعتبار را خدشه‌دار سازد و از جمله کارهایی که برای رسیدن به این هدف انجام داد تشکیل جلسات مناظره‌ای بین امام و دانشمندان علوم مختلف از سراسر دنیا بود، تا آنها با امام به بحث بپردازند، شاید بتوانند امام را از نظر علمی شکست داده و وجهه علمی امام را زیر سوال ببرند که  شرح یکی از این مجالس را می‌آوریم:

"برای یکی از این مناظرات، مأمون فضل بن سهل را امر کرد که اساتید کلام و حکمت را از سراسر دنیا دعوت کند تا با امام به مناظره بنشینند. فضل نیز اسقف اعظم نصاری، بزرگ علمای یهود، روسای صابئین (پیروان حضرت یحیی)، بزرگ موبدان زرتشتیان و دیگر متکلمین وقت را دعوت کرد. مأمون هم آنها را به حضور پذیرفت و از آنها پذیرایی شایانی کرد و به آنان گفت: "دوست دارم که با پسر عموی من (مأمون از نوادگان عباس عموی پیامبر است که ناگزیر پسر عموی امام می‌باشد.) که از مدینه پیش من آمده مناظره کنید." صبح روز بعد مجلس آراسته‌ای تشکیل داد و مردی را به خدمت حضرت رضا (علیه السلام) فرستاد و حضرت را دعوت کرد. حضرت نیز دعوت او را پذیرفتند و به او فرمودند: "آیا می‌خواهی بدانی که مأمون کی از این کار خود پشیمان می‌شود." او گفت: "بلی فدایت شوم." امام فرمودند: "وقتی مأمون دلایل مرا بر رد اهل تورات از خود تورات و بر اهل انجیل از خود انجیل و از اهل زبور از زبورشان و بر صابئین بزبان ایشان و بر آتش‌پرستان بزبان فارسی و بر رومیان به زبان رومی‌شان بشنود و ببیند که سخنان تک ‌تک اینان را رد کردم و آنها سخن خود را رها کردند و سخن مرا پذیرفتند آنوقت مأمون می‌فهمد که توانایی کاری را که می‌خواهد انجام دهد ندارد و پشیمان می‌شود و لاحول و لا قوه الا بالله العلی العظیم." سپس حضرت به مجلس مأمون تشریف ‌فرما شدند و با ورود حضرت، مأمون ایشان را برای جمع معرفی کرد و سپس گفت: "دوست دارم با ایشان مناظره کنید." حضرت رضا (علیه السلام) نیز با تمامی آنها از کتاب خودشان درباره دین و مذهبشان مباحثه نمودند. سپس امام فرمود: "اگر کسی در میان شما مخالف اسلام است بدون شرم و خجالت سئوال کند." عمران صایی که یکی از متکلمین بود از حضرت سؤالات بسیاری کرد و حضرت تمام سؤالات او را یک به یک پاسخ گفتند و او را قانع نمودند. او پس از شنیدن جواب سؤالات خود از امام، شهادتین را بر زبان جاری کرد و اسلام آورد و با برتری مسلم امام، جلسه به پایان رسید و مردم متفرق شدند. روز بعد حضرت، عمران صایی را به حضور طلبیدند و او را بسیار اکرام کردند و از آن به بعد عمران صایی خود یکی از مبلغین دین مبین اسلام گردید.

رجاء ابن ضحاک که از طرف مأمون مامور حرکت دادن امام از مدینه به سوی مرو بود، می‌گوید: «آن حضرت در هیچ شهری وارد نمی‌شد مگر اینکه مردم از هر سو به او روی می‌آوردند و مسائل دینی خود را از امام می‌پرسیدند. ایشان نیز به آنها پاسخ می‌گفت و احادیث بسیاری از پیامبر خدا و حضرت علی (علیه السلام) بیان می‌فرمود. هنگامی که از این سفر بازگشتم نزد مأمون رفتم. او از چگونگی رفتار امام در طول سفر پرسید و من نیز آنچه را در طول سفر از ایشان دیده بودم بازگو کردم. مأمون گفت: "آری، ای پسر ضحاک! ایشان بهترین، داناترین و عابدترین مردم روی زمین است."»


اخلاق و منش امام:

خصوصیات اخلاقی و زهد و تقوای آن حضرت به گونه‌ای بود که حتی دشمنان خویش را نیز شیفته و مجذوب خود کرده بود. با مردم در نهایت ادب تواضع و مهربانی رفتار می‌کرد و هیچ گاه خود را از مردم جدا نمی‌نمود.

یکی از یاران امام می‌گوید: "هیچ گاه ندیدم که امام رضا (علیه السلام) در سخن بر کسی جفا ورزد و نیز ندیدم که سخن کسی را پیش از تمام شدن قطع کند. هرگز نیازمندی را که می‌توانست نیازش را برآورده سازد رد نمی‌کرد در حضور دیگری پایش را دراز نمی‌فرمود. هرگز ندیدم به کسی از خدمتکارانش بدگویی کند. خنده او قهقهه نبود بلکه تبسم می‌فرمود. چون سفره غذا به میان می‌آمد، همه افراد خانه حتی دربان و مهتر را نیز بر سر سفره خویش می‌نشاند و آنان همراه با امام غذا می‌خوردند. شبها کم می‌خوابید و بسیاری از شبها را به عبادت می‌گذراند. بسیار روزه می‌گرفت و روزه سه روز در ماه را ترک نمی‌کرد. کار خیر و انفاق پنهان بسیار داشت. بیشتر در شبهای تاریک، مخفیانه به فقرا کمک می‌کرد." یکی دیگر از یاران ایشان می‌گوید: "فرش آن حضرت در تابستان حصیر و در زمستان پلاسی بود. لباس او در خانه درشت و خشن بود، اما هنگامی که در مجالس عمومی شرکت می‌کرد، خود را می‌آراست (لباسهای خوب و متعارف می‌پوشید).شبی امام میهمان داشت، در میان صحبت چراغ ایرادی پیدا کرد، میهمان امام دست پیش آورد تا چراغ را درست کند، اما امام نگذاشت و خود این کار را انجام داد و فرمود: "ما گروهی هستیم که میهمانان خود را به کار نمی‌گیریم."

شخصی به امام عرض کرد: "به خدا سوگند هیچکس در روی زمین از جهت برتری و شرافت اجداد، به شما نمی‌رسد." امام فرمودند:" تقوی به آنان شرافت داد و اطاعت پروردگار، آنان را بزرگوار ساخت."

مردی از اهالی بلخ می‌گوید: "در سفر خراسان با امام رضا (علیه السلام) همراه بودم. روزی سفره گسترده بودند و امام همه خدمتگزاران حتی سیاهان را بر آن سفره نشاند تا همراه ایشان غذا بخورند. من به امام عرض کردم: "فدایت شوم بهتر است اینان بر سفره‌ای جداگانه بنشینند." امام فرمود: "ساکت باش، پروردگار همه یکی است. پدر و مادر همه یکی است و پاداش هم به اعمال است."

یاسر، خادم حضرت می‌گوید: «امام رضا (علیه السلام) به ما فرموده بود: "اگر بالای سرتان ایستادم (و شما را برای کاری طلبیدم) و شما مشغول غذا خوردن بودید بر نخیزید تا غذایتان تمام شود. به همین جهت بسیار اتفاق می‌افتاد که امام ما را صدا می‌کرد و در پاسخ او می‌گفتند: "به غذا خوردن مشغولند." و آن گرامی می‌فرمود: "بگذارید غذایشان تمام شود."»

یکبار غریبی خدمت امام رسید و سلام کرد و گفت: "من از دوستداران شما و پدران و اجدادتان هستم. از حج بازگشته‌ام و خرجی راه را تمام کرده‌ام اگر مایلید مبلغی به من مرحمت کنید تا خود را به وطنم برسانم و در آنجا معادل همان مبلغ را صدقه خواهم داد زیرا من در شهر خویش فقیر نیستم و اینک در سفر نیازمند مانده‌ام." امام برخاست و به اطاقی دیگر رفت و از پشت در دست خویش را بیرون آورد و فرمود: "این دویست دینار را بگیر و توشه راه کن و لازم نیست که از جانب من معادل آن صدقه دهی."

آن شخص نیز دینارها را گرفت و رفت. از امام پرسیدند: "چرا چنین کردید که شما را هنگام گرفتن دینارها نبیند؟" فرمود: "تا شرمندگی نیاز و سوال را در او نبینم."

امامان معصوم و گرامی ما در تربیت پیروان و راهنمایی ایشان تنها به گفتار اکتفا نمی‌کردند و در مورد اعمال آنان توجه و مراقبت ویژه ای مبذول می‌داشتند.

یکی از یاران امام رضا (علیه السلام) می‌گوید: «روزی همراه امام به خانه ایشان رفتم. غلامان حضرت مشغول بنایی بودند. امام در میان آنها غریبه‌ای دید و پرسید: "این کیست؟" عرض کردند: "به ما کمک می‌کند و به او دستمزدی خواهیم داد." امام فرمود: "مزدش را تعیین کرده‌اید؟" گفتند: "نه هر چه بدهیم می‌پذیرد." امام برآشفت و به من فرمود: "من بارها به اینها گفته‌ام که هیچکس را نیاورید مگر آنکه قبلا مزدش را تعیین کنید و قرارداد ببندید. کسی که بدون قرارداد و تعیین مزد، کاری انجام می‌دهد، اگر سه برابر مزدش را بدهی باز گمان می‌کند مزدش را کم داده‌ای ولی اگر قرارداد ببندی و به مقدار معین شده بپردازی از تو خشنود خواهد بود که طبق قرار عمل کرده‌ای و در این صورت اگر بیش از مقدار تعیین شده چیزی به او بدهی، هر چند کم و ناچیز باشد؛ می‌فهمد که بیشتر پرداخته‌ای و سپاسگزار خواهد بود."»

خادم حضرت می‌گوید: «روزی خدمتکاران میوه‌ای می‌خوردند. آنها میوه را به تمامی نخورده و باقی آنرا دور ریختند. حضرت رضا (علیه السلام) به آنها فرمود: "سبحان الله اگر شما از آن بی‌نیاز هستید، آنرا به کسانی که بدان نیازمندند بدهید."»

 

مختصری از کلمات حکمت‌آمیز امام:

امام فرمودند: "دوست هر کس عقل اوست و دشمن هر کس جهل و نادانی و حماقت است."

امام فرمودند: "علم و دانش همانند گنجی می‌ماند که کلید آن سؤال است، پس بپرسید. خداوند شما را رحمت کند زیرا در این امر چهار طایفه دارای اجر می‌باشند: 1- سؤال کننده 2- آموزنده 3- شنونده 4- پاسخ دهنده."

امام فرمودند: "مهرورزی و دوستی با مردم نصف عقل است."

امام فرمودند: "چیزی نیست که چشمانت آنرا بنگرد مگر آنکه در آن پند و اندرزی است."

امام فرمودند: "نظافت و پاکیزگی از اخلاق پیامبران است."

 

شهادت امام:

در نحوه به شهادت رسیدن امام نقل شده است که مأمون به یکی از خدمتکاران خویش دستور داده بود تا ناخن‌های دستش را بلند نگه دارد و بعد به او دستور داد تا دست خود را به زهر مخصوصی آلوده کند و در بین ناخن‌هایش زهر قرار دهد و اناری را با دستان زهر‌آلودش دانه کند و او دستور مأمون را اجابت کرد. مأمون نیز انار زهرآلوده را خدمت حضرت گذارد و اصرار کرد که امام از آن انار تناول کنند. اما حضرت از خوردن امتناع فرمودند و مأمون اصرار کرد تا جایی که حضرت را تهدید به مرگ نمود و حضرت به جبر، قدری از آن انار مسموم تناول فرمودند. بعد از گذشت چند ساعت زهر اثر کرد و حال حضرت دگرگون گردید و صبح روز بعد در سحرگاه روز 29 صفر سال 203 هجری قمری امام رضا (علیه السلام) به شهادت رسیدند.

 

تدفین امام:

به قدرت و اراده الهی امام جواد (علیه السلام) فرزند و امام بعد از آن حضرت به دور از چشم دشمنان، بدن مطهر ایشان را غسل داده و بر آن نماز گذاردند و پیکر پاک ایشان با مشایعت بسیاری از شیعیان و دوستداران آن حضرت در مشهد دفن گردید و قرنهاست که مزار این امام بزرگوار مایه برکت و مباهات ایرانیان است.

سالروز شهادت آن امام همام بر عموم شيعيان و ارادتمندان خاندان رسا لت و ولايت خصوصا

همكاران محترم و خانواده هاي آنان تسليت باد.

 

اداره امور فرهنگي و توسعه ارزشهاي اسلامي سازمان

به مناسبت بیست و هشتم صفر المظفر

بسم الله الرحمن الرحيم

به مناسبت بیست و هشتم صفر رحلت پيامبر اکرم صلي الله عليه و آله و سلم

وشهادت امام حسن مجتبي عليه السلام


زندگي‏نامه فشرده پيامبراکرم صلي‏ الله‏ عليه ‏و‏آله‏ وسلم

خاتم الانبيا حضرت محمد بن عبدالله در سال 571 م که مصادف با روز جمعه هفده ربيع‏الاول بود، در مکه چشم به جهان گشود و در چهل‏سالگي از طرف خداوند متعال به پيامبري برگزيده شد. حدود سيزده سال در مکه به صورت پنهان و نيمه‏پنهان به تبليغ دين اسلام پرداخت. سپس در نتيجه فشارهاي روزافزون کفار و مشرکان به مدينه هجرت کرد. پس از ده سال تبليغ و تبيين احکام نوراني اسلام و تشکيل نخستين حکومت اسلامي در سن 63 سالگي در روز دوشنبه 28 صفر سال يازدهم هجري به نداي حق لبيک گفت و چشم از جهان فاني فرو بست. مرقد مطهرش در مدينه منوره در کنار مسجدالنبي قرار گرفته است و همه‏ساله سيل عاشقان نبوت، به‏ويژه در ايام پيش و پس از مراسم حج، از سراسر عالم به زيارتش مي‏شتابند.

آخرين هشدار پيامبر صلي‏ الله‏ عليه ‏و‏آله‏ وسلم

در آخرين ساعت‏هاي زندگي پيامبراکرم صلي‏الله‏عليه‏و‏آله‏وسلم ، وقتي غم و اضطراب و دلهره سراسر مدينه را فرا گرفته بود و ياران باوفاي آن‏حضرت با ديدگاني اشک‏بار و دل‏هاي آکنده از اندوه در کنار خانه رسول خدا صلي‏الله‏عليه‏و‏آله‏وسلم جمع شده بودند تا از سرانجام کسالت آن‏حضرت آگاه شوند، دختر گرامي رسول‏خدا، حضرت فاطمه عليهاالسلام ، در کنار بستر پدر با قلبي سوزان و ديده گريان به زمزمه کردن اشعاري که حضرت ابوطالب عليه‏السلام در وصف آن‏حضرت سروده بودند مشغول شد. چون به اين بيت رسيد که مي‏گويد: «[اي صاحب] آن چهره نوراني که به احترام آن مردم از ابرها باران درخواست مي‏کنند و شخصيتي که پناهگاه يتيمان و بيوه‏زنان و درماندگان است»، ناگهان رسول خدا صلي‏الله‏عليه‏و‏آله‏وسلم چشم خود را باز کردند و با صداي آهسته به دختر بزرگوارشان فرمودند: دخترم به جاي اين اشعار آن آيه را تلاوت کن که مي‏گويد: «محمد پيامبر خداست و پيش از او نيز پيامبراني آمدند و رفتند. آيا اگر او رحلت کند يا کشته شود به آيين و اعتقادات قبلي خود باز مي‏گرديد؟ [بدانيد] هرکس دست به چنين کاري بزند به خدا زيان نمي‏رساند».

سخنان علي عليه‏السلام در سوگ پيامبر صلي‏ الله‏ عليه‏ و‏آله‏ وسلم

نقل کرده‏اند وقتي علي عليه‏السلام بر طبق وصيت پيامبر پس از رحلت آن‏حضرت مشغول غسل و کفن رسول خدا  شدند، در حالي که اشک از ديدگانشان جاري بود با اين جمله‏ ها درد فراق پيامبر را تسکين مي‏بخشيد: «پدر و مادرم فداي تو اي رسول خدا! با مرگ تو رشته‏اي بريده شد که جز در مرگ تو چنان گسستني ديده نشده است. با مرگ تو رشته پيامبري و فرود آمدن پيام‏هاي آسماني از هم گسست. مصيبت رحلت تو ديگر مصيبت‏ديدگان را به شکيبايي وا داشت و همگان را در مصيبت تو يکسان عزادار کرد. اگر تو خود ما را به شکيبايي امر نمي‏کردي، آن‏قدر اشک مي‏ريختيم که اشک ديدگان با گريستن بر تو پايان پذيرد، با اين همه، دردِ جان‏کاهِ فراق تو هميشه با ما خواهد بود و اين اندوه هرگز از ما جدا نخواهد شد و صدالبته که اين در مقابل عظمت مصيبت فقدان تو امر ناچيزي است. اما چه مي‏شود کرد؟ نه امکان بازگرداندن دوباره زندگي ميسر است و نه مي‏توان مانع وقوع مرگ شد.

سفارش به عترت و کتاب خدا

پس از برگشتن از «حجة‏الوداع» پيامبر اکرم  به مناسبت‏هاي مختلف از رحلت خود سخن به ميان مي‏ آوردند و ياران و پيروانشان را آماده مي‏کردند که اوضاع پس از رحلت پيامبر را بتوانند تحمل کنند. نقل مي‏کنند در اين ايام فراوان خطبه مي‏خواندند و مردم را نصيحت مي‏کردند و از فتنه‏هاي پس از خود باخبر مي‏ساختند. از جمله به آنها توصيه مي‏کردند: «مبادا پس از من از سنت من دست برداريد و به بدعت‏ گذاري در دين بپردازيد. بدانيد که بعد از من با فتنه‏ ها و آزمايش‏هاي زيادي مواجه خواهيد شد. اگر مي‏خواهيد در همه اين پيشامدها از خطر در امان باشيد، از کتاب خدا و عترت من دست برنداريد. اي مردم، من در بين شما اين دو چيز را به يادگار مي‏گذارم و در روز قيامت از آنها سؤال خواهم کرد».

وداع با مردم

پيامبر اکرم صلي‏ الله‏ عليه‏ و‏آله‏ وسلم در يکي از آخرين روزهاي حيات مبارکشان، در حالي‏که علي عليه‏السلام دست راست و فضل بن عباس دست چپ او را گرفته بودند به مسجد آمدند و براي مردم خطابه‏اي را با اين عبارت خواندند: «اي مردم طولي نخواهد کشيد که من از ميان شما به عالم بقا منتقل شوم. بنابراين به هرکس وعده‏اي دادم يا به هرکس مديونم، آن را از من طلب کند تا به جاي آورم. اي بندگان خدا، جز از طريق اطاعت خدا کسي به خيري دست نيافته، از شرّ و بدي‏ها دور نمي‏شود. کسي ادعا نکند که بدون عمل رستگار شده است. هيچ آرزومندي بدون تبعيت از احکام الهي رضاي خدا را به‏دست نمي‏آورد. سوگند به خدايي که مرا به پيامبري مبعوث کرد، انسان از عذاب الهي جز از طريق رحمت خدا و عمل صالح نجات پيدا نخواهد کرد. منِ پيامبر هم اگر به گناه و معصيت آلوده شوم هلاک خواهم شد».

 

همان‏گونه که پيامبراکرم  اولين نماز را به همراه حضرت خديجه و علي بن ابيطالب عليه‏السلام به جماعت خواندند، در پايان عمر مبارکشان نيز آخرين نماز را در مسجد و به جماعت به جاي آوردند. نقل کرده‏اند در آخرين ساعات حيات رسول‏خدا صلي‏الله‏عليه‏و‏آله‏وسلم در حالي که در بستر بيماري بودند ناگهان صداي اذان بلال حبشي را شنيدند و متوجه شدند وقت نماز فرا رسيده است. رسول خدا  به علي بن ابيطالب و فضل بن عباس فرمودند: «کمک کنيد تا به مسجد بروم». چون به کمک آن‏دو به مسجد رسيدند، نماز را به جماعت به جا آوردند و اين آخرين نماز جماعت آن‏حضرت بود. بعد از آن‏که به خانه برگشتند ديري نگذشت که روح مبارکشان به ملکوت اعلي و جوار قرب حضرت حق پرواز کرد.

گوشه‏اي از فضايل رسول خدا

اخلاق پيامبراکرم صلي ‏الله‏ عليه ‏و‏آله ‏وسلم

براي پي بردن به فضايل اخلاقي رسول خدا  آيه «اِنَّکَ لَعَلي خُلْقٍ عَظيمٍ» بسنده است. مردي از علي عليه‏السلام خواست که اخلاق پسنديده پيامبر را توصيف کند. آن‏حضرت فرمود: «تو نعمت‏هاي دنيا را بشمار تا من نيز خصوصيات اخلاقي رسول خدا  را براي تو بشمارم». آن مرد گفت: چگونه نعمت‏هاي خدا را مي‏توان به شماره آورد، در حالي‏که خداوند خود مي‏فرمايد: «اگر بخواهيد نعمت‏هاي خدا را بشماريد نمي‏توانيد آنها را به پايان ببريد». علي عليه ‏السلام به آن مرد فرمود: «خداوند در قرآن مي‏فرمايد: قُل: مَتاعُ الدُّنيا قَليلٌ؛ متاع و نعمت‏هاي دنيا اندک است؛ اما در توصيف اخلاق پيامبر  مي‏فرمايد: تو صاحب خوي بسيار بزرگي هستي. وقتي تو از شمارش چيز اندک ناتواني، من چگونه امر عظيمي چون ويژگي‏هاي اخلاقي پيامبر خدا  را بشمارم؟ ولي با اين همه بدان که مکارم اخلاق به وسيله پيامبراکرم  به کمال رسيد؛ چرا که خود آن‏حضرت فرمود: من برانگيخته شدم تا اخلاق نيکو را تمام کنم».

گذشت و بزرگواري پيامبر خدا صلي‏ الله‏ عليه‏ و‏آله‏ وسلم

رسول اکرم  پس از بعثت آزار زيادي از طرف مشرکان تحمّل کرد اما چون در پي پيشرفت کار نبوت از قدرتِ بيشتري برخوردار شد، به جاي گرفتن انتقام، همه کساني را که به آن‏حضرت ستم کرده بودند با بزرگواري تمام بخشيدند. پس از فتح مکه وقتي بر بزرگ‏ترينِ دشمنان اسلام پيروز شد، همه گمان مي‏کردند آن‏حضرت دست‏کم ابوسفيان و هند را که بيشترين آزار را نسبت به آن‏حضرت رسانده بودند به قتل خواهد رساند، اما آن‏حضرت با کمال بزرگواري از گناه آنان گذشت و به اصحاب خود دستور داد که مبادا به آنها آسيبي برسانند. هم‏چنين نقل شده است وقتي در جنگ احد شخصي بنام «وحشي»، عموي پيامبر  حضرت حمزه را به شهادت رساند و از اين پيشامد رسول‏خدا بسيار آزرده شد با اين همه پس از پيروزي، از کشتن او خودداري کرد.

نماز و عبادت پيامبر خدا صلي‏ الله‏ عليه‏ و‏آله‏ وسلم

قسمت بيشتر وقت رسول خدا  در طول شب به نماز و دعا و عبادت صرف مي‏شد. شيوه آن‏حضرت آن بوده است که در خلوت و تنهايي نماز را بسيار طول مي‏دادند و بر اثر طول دادن قيام گاهي پاهاي مبارکشان متورّم مي‏شد. با اين همه وقتي به جماعت مي‏ايستادند براي رعايت حال نمازگزاران، آن را به اختصار به جاي مي‏آوردند. رسول اکرم  درباره علاقه خود به نماز و عبادت به ابوذر غفاري فرمود: «اي اباذر، خداوند تبارک و تعالي روشني چشم مرا در نماز قرار داده و آن را براي من محبوب کرده است، همان‏گونه که طعام را براي گرسنه و آب را براي تشنه عزيز و گرامي کرده است. با اين همه گرسنه با خوردن غذا و تشنه با نوشيدن آب سيراب مي‏شوند، اما من هرگز از خواندن نماز سير نمي‏شوم».

زهد پيامبر صلي‏ الله‏ عليه‏ و‏آله‏ وسلم

در وضعيتي که همه نوع امکانات در اختيار رسول خدا  بود، حتي يک روز هم از نان گندم سير نخورد. در عوض روزي نبود که فقير يا يتيمي را سير نکرده باشد. وقتي به علي عليه ‏السلام اعتراض مي‏کردند که «چرا اين اندازه به خود سخت مي‏گيرند و از غذاهاي لذيذ استفاده نمي‏کنيد؟» در جواب مي‏فرمود: «من در اين امر از محبوبم رسول خدا  پيروي مي‏کنم. آن‏حضرت هم هرگز حاضر نشد از غذاهاي لذيذ و چرب و شيرين خود را سير سازد و همواره به مقدار کمِ از غذا بسنده مي‏کردند».

فروتني رسول خدا صلي‏ الله‏ عليه ‏و‏آله‏ وسلم
پيامبر اکرم  در فروتني نظير ندارد. علي‏رغم برخورداري از مقام شکوهمند رسالت و سرپرستي و رهبري جامعه اسلامي، در برخورد با همه اقشار و در معاشرت‏ها بسيار انسان متواضعي بودند. نقل مي‏کنند اگر در ميان جمع مي‏نشست کوچک‏ترين امتيازي براي خود قائل نمي‏شد. لذا وقتي فرد ناشناسي به مجلس او وارد مي‏شد او را از ساير افراد باز نمي‏شناخت. هرگاه به مجلسي وارد مي‏شد در اولين جاي خالي مي‏نشست و مقيد نبود که در بالاي مجلس بنشيند. با اين‏که به همه افراد احترام مي‏کرد اما به کسي اجازه نمي‏داد که پيش پايش بايستد. در معاشرت با ديگران همواره اين سخن را مي‏فرمود: «دوست ندارم که امتيازي بين من و شما باشد؛ زيرا خداوند دوست ندارد که بنده‏اش را از ديگران جدا و ممتاز ببيند».

چشم‏پوشي نکردن از اجراي احکام خدا

علي‏رغم آن‏که رسول اکرم در امور شخصي بسيار بخشنده و با گذشت بودند، اما وقتي پاي احکام الهي به ميان مي‏آمد حاضر نمي‏شد که از اجراي حکم الهي ذرّه‏اي عدول شود. نقل شده است وقتي به آن‏حضرت خبر دادند که زني به نام فاطمه مخزوميه از يک قبيله پول‏دار و بزرگ دزدي کرده است به ميانجي‏گري اسامة بن زيد در حق آن زن وقعي ننهاد، هرچند براي او احترام زيادي قائل بود و فرمود: «ملل و اقوام گذشته به اين علت منقرض شدند که قانون خدا را در حق اشراف و توانمندان ناديده گرفتند و از اجراي حدود بر آنها چشم پوشيدند. سوگند به خدايي که جانم در اختيار اوست، اگر فاطمه دختر محمد صلي ‏الله‏ عليه‏ و‏آله‏ وسلم چنين کاري را مرتکب مي‏شد دستش را به جرم دزدي قطع مي‏کردم». آن‏گاه دستور داد حکم خدا را در مورد فاطمه مخزوميه جاري کنند.

سالروز رحلت آن بزرگوار و سالروز شهادت سبط اكبر حضرت امام حسن مجتبي عليهما الصلوه و السلام بر عموم مسلمانان وشيعيان بويژه همكاران محترم و خانواده هاي آنان تسليت باد.

 

اداره امور فرهنگي و توسعه ارزشهاي اسلامي سازمان

ديدار مسئول حوزه نمايندگي ولي فقيه در سازمان با مديركل سازمان تبليغات اسلامي

ديدار مسئول حوزه نمايندگي ولي فقيه در سازمان با مديركل سازمان تبليغات اسلامي


در اين ديدار حجت الاسلام والمسلمين جناب آقاي دكتر توكلي مسئول محترم حوزه نمايندگي ولي فقيه در سازمان جهادكشاورزي ضمن تشكر از حضور حجت الاسلام والمسلمين قربان پور مديركل محترم سازمان تبليغات در مراسم روز معارفه و همچنين ديدار از حوزه نمايندگي ولي فقيه اين ديدار را به نوعي بازديدآن ديدار ها عنوان كرده و به نقش ارزشمند تبليغات اسلامي در غناي فرهنگ ديني اشاره نمودند و با توجه به يكي از ابعاد كاري حوزه هاي نمايندگي ولي فقيه در سازمانهاي جهادكشاورزي كه  تقويت بنيه ديني ، اعتقادي و فرهنگي پرسنل سازمان است  ، همكاريهاي نزديك هردو مجموعه را به واسطه همين اشتراك اهداف و فعاليت خواستار شدند .

 

 

همچنين با توجه به حضور روحانيون طرح هجرت يا مستقر در روستاها  به لزوم برنامه ريزي دوجانبه براي استفاده از اين ظرفيت ارزشمند جهت احياي امر زكات اشاره فرمودند .

در اين ديدار حجت الاسلام والمسلمين قربان پور مديركل محترم سازمان  تبليغات  اسلامي نيز ضمن خوشامدگويي به جناب آقاي دكتر توكلي ،آمادگي آن اداره كل را براي هرگونه همكاري مشترك با حوزه نمايندگي ولي فقيه در سازمان جهادكشاورزي استان مركزي اعلام كردند.

صفحه قبل 1 2 3 4 ... 29 صفحه بعد
573 مطلب